صفحه اول 1396/9/30
صفحات امروز
  • صفحه اول 1396/9/30
    1
  • سیاست فردا 1396/9/30
    2
  • سیاست فردا 1396/9/30
    3
  • زندگی فردا 1396/9/30
    4
  •  1396/9/30
    5
  • مردم فردا 1396/9/30
    6
  •  1396/9/30
    7
  • جهان فردا 1396/9/30
    8
  • اقتصاد فردا 1396/9/30
    9
  • اقتصاد فردا 1396/9/30
    10
  • اقتصاد فردا 1396/9/30
    11
  • اقتصاد فردا 1396/9/30
    12
  • فرهنگ فردا 1396/9/30
    13
  • فرهنگ فردا 1396/9/30
    14
  • فرهنگ فردا 1396/9/30
    15
  • فرهنگ فردا 1396/9/30
    16

هفت قرن تفأل حافظ در زندگی ایرانیان

علیرضا شهمیرزادیان
روزنامه نگار

به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
بـود که قـرعه دولت به نـام ما افتـد
هیچ آماری از تیراژ نسخه‌های گوناگون میراثش در دسترس نیست، به گواه نسخه‌های متفاوتش می‌شود گفت بیش از هر کتاب دیگری در خانه ایرانیان یافت می‌شود. بعد از قرآن‌کریم و کتب ادعیه پرفروش‌ترین است، حتی در خانه‌هایی که کتابخانه‌ای ندارند،
لب هره پنجره یا طاقچه حتما می‌توان نسخه‌ای پرغلط و غیرمعتبر از دیوان حافظ یافت. اولین نسخه‌های چاپی که از میراثش به ایران رسید برمی‌گردد به سال 1206، پیش از آن تنها نسخه‌های خطی، در دسترس خواص بود.
خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاالدین محمد حافظ شیرازی 65 سال زیست، اما او از سده‌ هشتم تا همین امروز زنده است، لسان‌الغیب ایرانیان شد و مرزهای جغرافیایی با خواندن شعرهایش فراموش شد، از
شبه قاره‌ هند تا تاجیکستان و روم او با 500 غزل و چند قصیده و دو مثنوی و چندین رباعی چنان ماندگار شد که نه تنها اشعارش که بلکه خودش در جایگاهی بالاتر از یک شاعر کلاسیک مورد احترام قرار گرفت. آرامگاهش –حافظیه- یکی از قطب‌های گردشگری است و گوشه‌ دنجی شده که بسیاری از لفظ زیارت برای رفتن به آرامگاه مردی که با رندی‌های عارفانه‌اش ماندگار شد، استفاده می‌کنند و انگار این پیشگوی شیدا می‌دانست که قرار است روزی روزگاری از هر گوشه‌ جهان زیر آن طاق به دیدارش بشتابند، آنجا که می‌گوید: «بر سر تربت ما چون گذری همت خواه/ که زیارتگه رندان جهان خواهد بود.»
دلدادگی به حافظ و حضورش در شب‌های مبارک زندگی ایرانیان به امروز و دیروز برنمی‌گردد، در جلد سوم تاریخ ادبی ایران به روایت ادوارد براون، خاورشناس و ایران‌شناس بریتانیایی از این میزان احترام به حافظ و مزارش بارها یاد شده است، او می‌نویسد: «مردم شیراز حافظیه را بسیار حرمت می‌دارند و هم دلدادگانی که آشنای آن استان‌اند و هم رندان صاحبدلی که از اطراف جهان به شیراز می‌آیند همه آنجا را زیارتگاه
روحانی خود می‌دانند.»
او با شادترین و دشوارترین لحظه‌های زندگی ایرانیان عجین شده است، دیوان اشعارش از روزگاران بسیار دور با چشم‌های بسته و دلی سرشار از التهاب شادی یا اندوه باز شده و او با 500 غزلش آبی روی آتش این التهاب ریخته. تفأل زدن به غزل‌های لسان‌الغیب آنقدر قدیمی است که دیگر تقریبا کسی نمی‌داند اولین‌بار چه کسی بود که برای التیام التهاب یا فائق آمدن به تردیدها و دودلی‌هایش سراغ دیوان حافظ رفت.
دکتر «محمود زند مقدم» ایران‌شناس، تاریخ‌نگار و بلوچ‌شناس، درباره‌ پیشینه و اهمیت حافظ در زندگی روزمره و جاری ایرانیان می‌گوید: «بحث فال حافظ و تفأل زدن، اعتقادی بین مردم است. ما می‌توانیم این مسئله را از دو منظر ببینیم: امور اعتقادی و امور علمی. امور علمی خودش به دو دسته فلسفی و تجربی تقسیم می‌شود. در فلسفه و امور تجربی مدام سؤال مطرح می‌شود. مثلا درباره نظریات انیشتین هنوز سؤال مطرح می‌شود. امور اعتقادی هم جزو دانستنی‌ها هستند، در آنها دیگر سؤال و جواب مطرح نیست، هر اعتقادی که فرد داشته باشد یک مبانی و اصولی دارد. در اعتقاد باید شکیبا باشی و بگویی من این اعتقاد را دارم.
مادرم در قدیم می‌گفت همیشه در هر خانه یک جلد حافظ و یک جلد قرآن بوده. زمانی که در بلوچستان بودم گروهی بودند که اشعار حافظ را با موسیقی می‌خواندند، بسیاری‌شان سواد نداشتند و غزل‌ها را بر اثر شنیدن حفظ شده بودند. حافظ چند ویژگی مهم برای مردم دارد؛ یکی اینکه سخن‌اش مورد قبول جامعه است و کلام روزگارمان است. مثل این شعر: در میخانه ببستند خدا را مپسند/ که در خانه تزویر و ریا بگشایند.»
دکتر زندمقدم اما معتقد است اصلی‌ترین دلیل این همدلی با حافظ و علاقه به تفأل در لحظه‌های بااهمیت زندگی ایرانیان بیش از همه برآمده از تعبیرپذیری در هر شرایطی است، او می‌گوید: «سخن حافظ شامل کلیتی است، می‌توان آن را تفسیر کرد و هرکسی می‌تواند برداشت خود را داشته باشد و برای روزگار ما هم قابلیت تطبیق دارد. وقتی شاه شجاع به جای پادشاه مستبد پیشین سر کار می‌آید حافظ برایش می‌سراید:
سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش /که دور شاه شجاع است می‌دلیر بنوش
شد آنکه اهل نظر بر کناره می‌رفتند/ هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش
به صوت چنگ بگوییم آن حکایت‌ها/ که از نهفتن آن دیگ سینه می‌زد جوش
شراب خانگی ترس محتسب خورده/ به روی یار بنوشیم و بانگ نوشانوش
مردم به حافظ اعتقاد دارند و با کسی که اعتقاد دارد نمی‌شود درافتاد چون نمی‌شود برای او دلیل و تجربه بیاوری که از اعتقادش دست بکشد. زیرا بخشی از اعتقادات ما به‌خاطر پریشانی‌های‌مان هستند، از اینکه چرا و چطور به این خاکدان افتاده‌ایم.»
در فهرست کتابخانه‌ بنکیپور به نسخه‌ای از دیوان حافظ اشاره شده است که جهانگیر امپراتور هند در لحظه‌های حساس زمامداری به دیوان او تفأل زده است و در حاشیه‌ دیوان به این تفأل‌ها اشاره کرده است و نوشته که حافظ در کجا به او چه گفته است. به نظر او حتی در زمان حیاتش هم این مرزها را پشت سر گذاشته بود و در دور دست‌ها نیز محبوب بود، آنقدر که در غزلی می‌گوید:
به شعر حافظ شیراز می‌گویند و می‌رقصند / سیه‌چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی
مولوی شبلی نعمانی در زمان حیات حافظ او را فراتر از انوری و ظهیرفاریابی و سلمان‌ساوجی و دیگر مدیحه‌سرایان هم‌عصرش می‌داند و می‌نویسد:«‌وی هیچ‌وقت به وسائل پست و ناپسند برای جلب مال و کسب معاش متوسل نشد. سبک لحن وی روشن و متناسب و بی‌عیب است و از مراتب کمال علم و بلوغ دانش او حکایت می‌کند و نشان می‌دهد او چگونه بر حقایق اشیا بیش از ظواهر امور نظر داشته است. لکن از همه بالاتر آنکه کلام او به‌قدری جذاب و فتّان است که هیچ‌یک از شعرای دیگر از این حیث به پایه او نمی‌رسند.»
ادامه در صفحه 15

قوانین ارسال نظر
  • جامعه فردا نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند
صفحه اول